فانوس خیس
تاريکم کن تاريک تاريک فانوس در تاريکي شبهايم رنگ ديگري دارد
دیروز کارم تموم شد که انقدر دست کاریش کردم که دیگه دوست نداشتم خرابش کنم واقعا خیللللللللللللللللی خوشکل شد اصلا باورم نشده بود این کار منه تازه وقتی قابش کردم قشنگتر شد اولا یه پاسپارتوی کم رنگ کردم اصلا خوشکل نشد بعد عوضش کردم فقط خدا کنه خانم شریفی نگه طرحای اسلیمی توش بیار که حالم بهم میخوره دوست ندارم کارامو بذارم تو نمایشگاه چون اصلا دوست ندارم انتقاد از کارم بشه چون خیلی براش زحمت کشیدم و خودم خیلی دوستش دارم خلاصه اینم از کار من دیروز داشتیم با مامان بابا در مورد مسافرت عید صحبت میکردیم مامان کاملا مخالف از وقتی که من کار خط در گرافیکمو شروع کردم واقعا تموم وقتمو روش گذاشتم خلاصه امروز دیگه کار کردمدیگه تمومش کردم که مدیرمون با معلممو اومد و وایییییییییییییییییی دوباره یه سری حرف دیگه زد که من مردم چند روز دیگه هم نمایشگاه افتتاح میشه و مارو خونمونو تو شیشه کردند دیگه ...
که دیگه حال ندارم شنبه برم مدرسه

![]()
که جای دور بریم مامان میگه بریم شیراز من و بابا میگیم بیریم


