فانوس خیس
تاريکم کن تاريک تاريک فانوس در تاريکي شبهايم رنگ ديگري دارد
سلام عارفه جون بهت تسلیت میگم انشاالله غم اخرت باشه میدونم چی میکشی مخصوصا وقتی مادربزرگ ادم فوت کنه راستش ادم توی دنیا یه ادمایی رو از دست میده که بیشتر از همه دوستش داره شاید به خاطر اینه که خدا این جور ادما رو بیشتر دوستشون داره انشا الله فانوس همه ادما روشن بمونه هیچ موقع خاموش نشه... قربونت برم عزیزم ناراحت نباش. از تارم فرود امدم کنار برکه رسیدم ستاره ای در خواب طلایی ماهیان افتاد رشته عطری گسست اب از سیاره افسوس پر شد موجی غم را به لرزش نی ها داد غم را از لرزش نی ها چیدم به تارم برامدم به ایینه رسیدم غم از دستم در ایینه رها شد خواب ایینه شکست از تارم فرود امدم میان برکه و ایینه گویا گریستم روی علف ها چکیده ام من شبنم خواب الود یک ستاره ام که روی علف های تاریکی چکیده ام جایم اینجا نبود نجوای غمناک علف ها را می شنوم جایم اینجا نبود فانوس در گهواره خروشان دریا شست و شو می کند کجا می رود این فانوس این فانوس دریا پرست پر عطش بر سکوی کاشی افق دور نگاهم با رقص مه الود پریان می چرخد به مناسبت تولدم این وبلاگو افتتاح کردم ....امیدوارم ازش خوشتون بیاد و مطالبش مفید باشه ....از اینجا از دوست گل و عزیزم که اسم وبلاگش کوچه پس کوچه است تشکر کنم عزیزم خیلی دوست دارم..


