فانوس خیس
تاريکم کن تاريک تاريک فانوس در تاريکي شبهايم رنگ ديگري دارد
از تموم کسایی که برام نظر دادن منو لینک کردن و مطالب منو خوندن خیلی ممنونم انشاالله با یه وبلاگ جدیدتر میام و ادرسشو وواستون میدم خیلی دوستتون دارم مواظب خودتون باشینننننننن دیروز کارم تموم شد که انقدر دست کاریش کردم که دیگه دوست نداشتم خرابش کنم واقعا خیللللللللللللللللی خوشکل شد اصلا باورم نشده بود این کار منه تازه وقتی قابش کردم قشنگتر شد اولا یه پاسپارتوی کم رنگ کردم اصلا خوشکل نشد بعد عوضش کردم فقط خدا کنه خانم شریفی نگه طرحای اسلیمی توش بیار که حالم بهم میخوره دوست ندارم کارامو بذارم تو نمایشگاه چون اصلا دوست ندارم انتقاد از کارم بشه چون خیلی براش زحمت کشیدم و خودم خیلی دوستش دارم خلاصه اینم از کار من دیروز داشتیم با مامان بابا در مورد مسافرت عید صحبت میکردیم مامان کاملا مخالف از وقتی که من کار خط در گرافیکمو شروع کردم واقعا تموم وقتمو روش گذاشتم خلاصه امروز دیگه کار کردمدیگه تمومش کردم که مدیرمون با معلممو اومد و وایییییییییییییییییی دوباره یه سری حرف دیگه زد که من مردم چند روز دیگه هم نمایشگاه افتتاح میشه و مارو خونمونو تو شیشه کردند دیگه ... انقدر فشار کارا زیاده که اعصابم بد جور بهم خرده نمیدونم حس میکنم خسته شدم دیگه حوصله هیچ کاری رو ندارم .......نمیدونم والا باید چیکار کنم امروز ما مناظر و عکاسی داشتیم مناظر با اقای اباذری و عکاسی با خانم نظارتی (که خدا نسیبتون نکنه ایشاالله) مناظر که زنگ اول داشتیم اصلا یه چیزی بگم ما اصلا مدرسه نمیریم که میریم تفریح زنگ اول که هیچی زنگ دومم دوباره مناظر کوفتی داشتیم که ...بذارین نگم وایییییییییییییی زنگ دوم امتحان عکاسی داشتیم و منم که اصلا نخونده بودم اخه شبش تا ساعت ۲ داشتم با قهوه چت میکردیم ......اصلا اعصاب این جیغای نظارتی رو نداشتم یعنی کم مونده بود سرم رو محکم بکوبم به دیوار برای اینکه از کلاس برم بیرون رفتم پوسترم رو کامل کردم ۴شنبه نمایشگاه داریم نمایشگاه گرافیک ........از یه طرف گالری داریم تصویر سازی از یه طرف باید خط در گرافیک تحویل بدیم از یه طرف باید یه پوستر دیگه باید بزنیم بازم بگم ...تازه طراحی و صفحه ارایی فهرست مجله هم هست نه شما بگین فکر نمیکنین من تا هفته دیگه روانی بشم واقعا که خیلی سخته برام دعا کنین تازهههههههههههههههههههههههههههه جمعه هم از ساعت ۹ تا ۱ میریم ترسیم فنی و طراحی اینم از جمعه امروز من یه عکس خیلی خوشکل چاپ کردم که تو پست بعدی میذارمش اگه دلتون برام سوخت دعام کنین
که دیگه حال ندارم شنبه برم مدرسه

![]()
که جای دور بریم مامان میگه بریم شیراز من و بابا میگیم بیریم



